گاهی فقط باید آرام‌تر زندگی کرد

چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵

گاهی فقط باید آرام‌تر زندگی کرد

بعضی روزها، آدم نه دنبال اتفاق تازه‌ای‌ست، نه حتی دنبال جوابِ سؤال‌هایش...

فقط دلش می‌خواهد چند ساعت از هیاهوی دنیا فاصله بگیرد؛
کنار پنجره بنشیند، چای آرامی بنوشد و به صدای خودش گوش بدهد.

ما گاهی آن‌قدر برای رسیدن به فردا عجله می‌کنیم که یادمان می‌رود امروز هم بخشی از زندگی‌ست.

قرار نیست همه‌چیز همین امروز درست شود.
قرار نیست همه آدم‌ها ما را بفهمند.
قرار نیست تمام زخم‌های قدیمی یک‌شبه خوب شوند.

گاهی کافی‌ست کمی کمتر سخت بگیریم؛
به خودمان حق بدهیم خسته باشیم،
گاهی سکوت کنیم،
گاهی از بعضی آدم‌ها فاصله بگیریم
و دوباره از همان چیزهای ساده‌ای لذت ببریم که مدت‌هاست ندیده‌ایم.

شاید آرامش، یک اتفاق بزرگ نباشد؛
شاید آرامش همان لحظه‌ای باشد که بعد از یک روز شلوغ،
چراغ‌ها را خاموش می‌کنی،
صدای باران را می‌شنوی
و برای چند دقیقه هیچ چیزی از زندگی نمی‌خواهی...

فقط می‌گویی:

خدایا، همین که هنوز دلم به فردا گرم است، کافی‌ست.

«زندگی را باید آرام‌تر نگاه کرد؛
بعضی زیبایی‌ها فقط وقتی دیده می‌شوند که عجله نداشته باشیم.»

— پنجره‌ای رو به باران 🌧️


برچسب‌ها: باران, آرامش, امید, دل نوشته
 

اسلایدر