جمعهای برای دلهای منتظر
جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵جمعهای برای دلهای منتظر
جمعه که میرسد، انگار شهر کمی آرامتر میشود؛
آدم بیشتر به چیزهایی فکر میکند که در شلوغی روزهای دیگر، فرصت فکر کردن به آنها را ندارد.
به یک سلامِ ناتمام...
به دعایی که سالهاست زیر لب تکرار میکنیم...
و به کسی که شاید بیشتر از آنچه فکر میکنیم، در همین نزدیکیِ دلهای ما حضور دارد.
انتظار فقط چشم دوختن به یک اتفاق نیست؛
گاهی انتظار یعنی هنوز امید داشته باشی،
هنوز خوبی کنی،
هنوز دلت بخواهد دنیا جای بهتری برای زندگی باشد.
شاید یکی از زیباترین شکلهای انتظار این باشد که وقتی نام مهدی(عج) را میبری،
تصمیم بگیری خودت هم کمی شبیه آرزویی باشی که برای آمدنش داری؛
مهربانتر، صبورتر، راستگوتر و دلگرمکنندهتر.
چه خوب است جمعهها فقط برای شمردن روزهای غیبت نباشند؛
برای ساختن دلهایی باشند که اگر روزی آن حضور بزرگ را دیدند،
از خجالتِ کوتاهیهایشان سر پایین نیندازند.
امروز، آرامتر از همیشه دعا کنیم:
اللهم عجل لولیک الفرج ❤️
شاید گاهی فاصلهی ما تا یک اتفاق بزرگ،
فقط به اندازهی یک دلِ امیدوار باشد...
و چه زیباست دلی که هنوز،
با وجود تمام خستگیهای دنیا،
برای آمدنِ روشنایی چراغش را خاموش نکرده است.
شعر
دلم هنوز به فردای روشنش گرم است
به آن نگاه که پایانِ این همه غم است
اگرچه فاصله بسیار، و جاده طولانیست
هنوز پنجرهی قلب من به رویش باز است... 🌧️
جمعهتان آرام، دلتان امیدوار و دعایتان پذیرفته.
اللهم عجل لولیک الفرج
برچسبها: باران, آرامش, امید, دل نوشته
