گاهی آدم
یکشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۵گاهی آدم
نه دلش عشق تازه میخواهد،
نه قصهای تازه...
فقط دلش میخواهد
یک نفر باشد
که وقتی دنیا شلوغ میشود،
با شنیدن صدایش
همهچیز دوباره آرام بگیرد.
برای من،
عشق همین است؛
کسی که
حتی وقتی کنارم نیست،
یک جای امن
در دل من دارد.
و عجیبتر اینکه
هرچه از بعضی آدمها دورتر میشوی،
میفهمی بعضی فاصلهها
هیچوقت نتوانستهاند
آدم را از دلِ آدم دور کنند.
بعضیها را
نمیشود فراموش کرد...
فقط یاد میگیری
آرامتر دوستشان داشته باشی.
— از پنجرهای رو به باران
برچسبها: باران, آرامش, امید, دل نوشته
